| بازمانده تنهاي تنها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| لينک دوستان لیس لمجنون هرج لوگوي دوستان
v امروز : 3 بازديد v ديروز : 29 بازديد v کل بازديدها : 16539 بازديد فهرست موضوعي يادداشت ها |
نويسنده : سيد محمد انجوي نژاد
گزارش بمب گذاري در کانون :
انبيا مدفون در ايران
ايران در طول تاريخ، گاهي چنان کشور امني به حساب ميآمده که مهاجران بسياري را به خود پذيرفته است. گروهي از اين مهاجران پيامبراني بودهاند که ايران را براي زندگي در نظر گرفتهاند. در دوران هخامشيها سيل کساني که در اسارت بختنصر بودهاند به ايران سرازير شدند که در آن ميان پيامبران و بزرگان زيادي ديده ميشوند . در زير اطلاعات پيامبراني که در ايران مدفون هستند يا احتمال ميرود که مقبره آنها در ايران باشد ، آمده است نويسنده : سيد محمد انجوي نژاد
سلام مراسم ماه مبارک : http://www.rahpouyan.com/news/news_item.asp?NewsID=355 در اين پست به چند رنگ براي ماه رمضون بروز مي کنم ايشالله اگه عمري و تواني بود . پست هر دو سه روز بروز ميشه دوم رمضان ۸۶ زرد ! : خيليا وقتي داغونن از دنيا و بي وفائيها و ...... و خسته اند در جسم و روح و ...... پناه ميارن به گفتن و نوشتن و بلاگ و تلفن و ....... و اينجوري سبک ميشن چون ميتونن دردشونو منتقل کنن و سبک بشن و اما چو مني : به هزار دليل من جمله اينکه همه ميگن شما بايد شارژر مردم باشي و ازين حرفا ...... فقط سکوت و قطع ارتباط و تنهايي و درد و ....... خب نمي گم ديگه . شارژريم قرمز : بازم يه فرصت محدود و کوتاه ديگه و يه رمضون و خطر عدم تحول و باز هم من که يه يا علي ديگه ميگم و خطر اينکه شايد آخرين فرصت باشد و البته اميد اينکه اي کاش اخرين فرصت باشد . ادامه دارد .......... ادامه در : http://seyyedanjavi.persianblog.ir/ نويسنده : سيد محمد انجوي نژاد
بروز شدم : http://seyyedanjavi.persianblog.ir/
سلام . خبر مهم : افتتاح سايت خبري رهپويان بعد ۳ ماه فعاليت با چراغ خاموش . ازين به بعد همه اخبار را در اينجا ببينيد . تبليغش با عزيزان : بلغ العلي بکماله کشف الدجي بجماله حسنت جميع خصاله صلوا عليه و آله پيشاپيش مبعث را تبريک عرض مي کنم . اعتکاف تموم شد و بچه ها واقعا در دنياي حقيقي و مجازي گل کاشتند . وبسايت اعتکاف اونقدر خوبه که حرفي برام نميذاره . همه لينکاشو ببينين و نظر هم بدين :
اما پيام خاص اعتکاف : در کتب معتبر عرفاني خوندم که آقاي قاضي رحمه الله عليه فرموده بودند : خدايا چهل سال است مرارت و عبادت و کنترل بر نفس دارم . اما نه پيامي و نه نگاهي و نه بصيرتي ..... نه دنيايي و نه آخرتي ..... اما بهمبن بودن در در گاهت راضيم و افتخار مي کنم ...... و اين رو در ايام زندگيمم ديدم .......... يادم مياد شهيد عباس هلالي جزيره خودش منو برد جزيره مينو و نشون داد که در کجا همه خانواده اش زير آوار بمب موندن و اين پسر چقدر ذاکر بود و مطيع و عابد و چقدر هم قشنگ شهيد شد .................... و اما امروز ............ چقدر سطح توقعات بالاست و آدما خدا رو براي خود مي خواهند نه براي خدا حاجات يکي پس از ديگر چون قارچ سر از نفسمون بر ميدرن !!!!!!!!!!!!!! پيام خاص اعتکاف براي من گذراندن سريع زندگي بود و بي اهميتي همه چيز غير از خدا . پيام خاص اعتکاف براي من فکر بر دنيايي بود که آدماش يکي پس از ديگري ميان و مي رن و من بايد بيشتر از بودن فکر رفتن باشم . دنيايي که وفا و صداقت را فقط در سکوت مي بينم و در نهايت درد خودمو باميد روزگار سبزي که خدا برام وعده داده آماده مي کنم که دنیا و پائین و بالاش هیچی هیچی هیچی برای هیچکی هیچکی هیچکی نداره !!!!!!!!!!!!!!!!! اعتکاف بمن آموخت که دل را فقط باید باو داد و اوست که خلوت ما و اشک ما و درد ما را با مهربانی می بیند و بملائکه اش برای رضای ما فخر می کنه . خدایی که میون بنده هاش ساکت ترین و سر بزیرترین و محجوب ترینو می پسنده نه مدعی ترینو !!!!!!!!!!!!!!! و اعتکاف بمن آموخت که چقدر در خونه اش برای خریداران آخرت بازه و چقدر این درو برای راحت طلبان و دنیا پرستان بسته نگه داشته ولو خودشونو برای این دنیا بخاک بندازن و از طریق عبادت به آب و آتیش بزن . اعتکاف آموخت که باید خلق را دوست داشته باشی تا خدا تو را قبول کند . باید زندگی خلق و حرمت خلق برایت ارجح از خودت باشد . نه عزیز من . اعتکاف و عبادت برای خودش و اخرتش خوبه نه برای رسیدن به دنیاش . با این پول دنیا نمی دن چون اعتبار نداره . اینجا بازار عشقه نه بازار شهروند . با یه خاطره همه چیزو می بینم : ۸۶ / ۵ / ۹ . صلاه ظهر . روستایی بین کرمان و بم : نزدیک اذونه . یه روستا رو دیدم . زدم کنار . مسجد کوچیک و کهنه ایست . یه شیخ پیر هم امام جماعته . قد قامت الصلاه . نماز به دلم نشست . کنار دستیم یه پیرمرد سیه چرده ست که لحن پر از عشق و غمش - عشق بی غم عشق نیست - در سجده آخر دلمو می بره . سلام دادم . سر بسجده شکر گذاشته . شکرا لله . حمد لله ..... چقدر با عشق ! نگاهی به بدن نحیف و دستای پر از پینه اش می کنم . تو دلم می گم یعنی واقعا از خدا راضیه !!!!!!!!!؟ سرشو بلند کرد . دستشو برای مصافحه به سمتم اورد . با دو دست دستاشو گرفتم . سرد و زبر . در چشماش نگاه کردم . چه چشمای پر نفوذی !!!!!!! پر از حرارت . همه حرارت بدنش تو چشاش بود . لبخندی زد . قبول باشه . آروم با لهجه کرمونی گفت : بعله . خیلی خیلی از خدا راضیم !!!!!!!!!!!!! برق سه فاز منو گرفت . شرم ابم کرد . یا ستار العیوب !!!!!!! دستمو از دستش بیرون کشیدم . سریع خم شدم و بوسیدم و بلند شدم و در رفتم . تا رسیدن بزاهدان گریه می کردم . آااخ چشمام . آآآآآآخ قلبم !!!!!!!!! همین !!!!!! با هک شدن و تغییر آدرس پرشین بلاگ دوستان آدرس لینک ها را در وبلاگاشون تغییر بدن و پسوند آی آر را جای کام قرار بدن . ممنون . ---------------- ثبت نام اعتکاف شروع شد و پیامی برای همه داشت . استقبال عجیب جوانان و مردم از اعتکاف امسال کاملا غیر قابل پیش بینی بود که در مصاحبه وبسایت عرض کردم که گویا خدا خودش شروع به کار فرهنگی کرده !! کارای ما اینجوری انفجاری جواب نمیده !!!! اشک و گریه و التماس و اگه نشد فحش و دعوا برای ثبت نام - قربون فحش دادنا تونم بشم - که برن کجا ؟؟؟؟؟ چی میدن ؟؟؟؟ نه بابا خدا خودش اومده تو گود و با رحمتش داره روی همه رو کم می کنه . این روزا و شبا صدای تکراری رمضون بگوش می رسه که ... دعیتم الی ضیافه الله ...... و نوای لا تقنطوا من رحمه الله ...... هر کی نمی بینه کوره و هر کی نمی شنوه کر که اینا یعنی آی مردم جهان . خدا بازارش شلووووووغ شلوووووغ ... آره داداش . سعی می کنم چند پست پشت سر هم بزنم . فعلا برم سرمو رو خاک بذارم که این همه جفای ما چه جوری با اونهمه وفا جواب داده میشه که البته ماه رجبه و کاملا بهش میاد که یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه ...... این ماه هر کی صداش نزنه اون صداش می زنه و هر کی حتی نشناستش اون می خوندش !!!!!!! آآآآآآآآآآآآآی قربووووووووون خداااااااا برررررررررررررررررم اساسیییییییییی . همین اول !
نويسنده : سيد محمد انجوي نژاد
بروز شد : مناجات 86 : http://seyyedanjavi.persianblog.com/ اينجا را هم امروز ديدم : http://dyafeh.com/ پوريم چيست؟ نويسنده : سيد محمد انجوي نژاد
بروز شدن وبلاگ اصلي من : http://seyyedanjavi.persianblog.com/ ماجراي يک عکس منسوب به پيامبر (ص) و راستي آن :
ترجمه جعفر جعفريان
سالهاست که تصويري به عنوان تصوير نوجواني رسول خدا (ص) در ايران انتشار مييابد. بسياري از مردم در عين نشان دادن علاقه شان به اين تصوير، اين پرسش را مطرح ميکنند که تصوير ياد شده از کجا آمده است؟ شنيده شده است که کساني در پاسخ ميگويند اين تصويري است که بحيراي راهب در سفري که حضرت به همراه عمويش ابوطالب به شام داشت، آن را کشيده است. اما در واقع درستي اين پاسخ در معرض ترديد قرار دارد. ............... ادامه مطلبو بخونين : نويسنده : سيد محمد انجوي نژاد
السلام عليک يا ابا عبدلله
کارهاي جديد سايت برا محرمو ببينين . خدا خيرشون بده :
کار بسيار قشنگيه . ايولله . با بروز شدن گزارش خبرنگار و تصوير و صوت .
http://www.rahpouyan.com/vizhe/Moharam85
حسن هم رفت . حسن نظري . همون امل مدرنيسم نشده . نتونست با مدرنيته دنياي ما کنار بياد . رفت تا ما رو با اين دلخوشي هاي الکي دنيامون تنها بذاره تا بونيم و بپوسيم و دلخوش اين سراب بي رنگ و بو باشيم .دلم هواي پرواز داره . مي خوام بيام اون بالا تا ببينم حسن چي رو ديد که رفت ؟ دل بيچاره من مونده که تا کي بايد اينهمه دلشکستگي و داغ رو ببينه . اي خداااااااااااااااااا !!!!!؟ چهار سالي بود که مي شناختمش . تو دانشگاه آزاد ارسنجان . تو شيراز . مدتها بود که مي ديدم ديگه نمي تونه اين لجنزاري رو که ما بهش دلخوش کرديم تحمل کنه . شاکي بود و دلخور . شکسته بود . چندين بار قرار گذاشت بياد شيراز . قرار بود آخر دي بياد . مي گفت کار واجب داره . پست هاي اخير وبلاگش ديگه تابلو بود که ديگه نه ماديات زمين ما ارضاش مي کنه نه معنوياتش . آره اون هواي آسمون داشت . اشک مي ريزم و داد مي زنم ازين داغ . اما خوشحالم که يه آسموني ديگه به آسمونش رسيد . و من ...... منتظرم که کي مي آيد تا من هم هواي تازه آسمونو بچشم !؟ کي ؟ کي ؟ کي ؟ بوديم و کسي قدر ندانست که هستيم باشد که نباشيم و بدانند که بوديم نويسنده : سيد محمد انجوي نژاد
سلام . يه طرح بسيار مفيد و ماندني از واحد انتشارات خواهران کانون داريم که اگه ياري کنين براتون باقيات صالحات داره . ببينيد : http://entesharat.parsiblog.com/
ترويج رياکاري در سريال ها : بدون شرح :
ليلا اوتادي، بازيگر نقش آوا در سريال «آخرين گناه» نويسنده : سيد محمد انجوي نژاد
۱ - در سايت کلوب مي خواهيم کارايي بکنيم . تمنا دارم لينک زير رو ببينيد و کمکمون کنيد . ممنون ميشم : http://www.rahpouyan.com/forum/topic.asp?TOPIC_ID=4794 ۲ - برنامه هايم در شهرستان ها : http://www.rahpouyan.com/news/news_item.asp?NewsID=318 ۳ - او هم رفت پنجشنبه بود . بچه ها از مشهد تماس گرفتن . مکالمه کوتاهي بود ..... مهدي سورتچي شهيد شد . همين ! کيه ؟ .... خب کربلاي يک بود . تيرماه ۶۵ . دلاوري داشتيم که در جسم و روح يلي بود مهربون . ترکش ...... نخاع ....... و جانباز بالاي نود درصد . ۲۰ سال درد کشيدن با روح و جسم و آنهم در خفا !؟ خسته بود ... مثل من . زخم بر دل داشت .... مثل من . و رفت .... مثل ... نه . من هستم بدنش کاملا تحليل رفته . زخم بستر چرک کرده . تنهايي حتي از ياران . نگاه هاي ريش ساز حتي ما ياران ريش دار .... بابا سخته . خيلي سخته . مي فهمين ؟!؟؟ مهدي رفت تا ما بمانيم تا بدانيم رفتن کار مردان رفتني ست و ماندن جزاي مردان چسبيده . مهدي رفت تا اشک تمساحي بريزم در رساي پروازي ديدني و آه سردي بکشم بر ماندن بهر قيمت شده اين دل وامانده و جامانده . مهدي رفت تا يادآور شود که رفتني هست و از آن مهمتر زيبا رفتني هست . مهدي رفت تا ببينم دنيايي را با مردماني عينکي و آنهم عينک هايي از جنس نفس خود که هر چه را مي بينند با عينک خود تفسير مي کنند و من چقدر لالم در پاسخ اين تفاسير عجيب . او رفت تا من باز هم بچشم طعم گس دنيا را که ديگر حتي شيريني هايش برايم هيچ حلاوتي ندارد . مي شود آيا ببينم روزگاري را که در آن محبت بود و وفا . صداقت بود و صفا . ميشود باز هم مهدي هايي را ببينم که حتي گناهان مرا حمل بر صحت و خير مي کردند ... و امروزه کار براي خدا هم با عينک هايي برنگ نفس تفسير شده و مي گويند .... بعلههه منظور ايشون فلان است و بهمان . بابا دنيايتان را مدتهاست بي رنگ و بو و خاصيت ديده ام . مقام و شهرت هايتان را مدتهاست بي اثر ديده و دل بر تنها موثر في الوجود بسته ام و روزي شرمنده اين بزور نگاه داشتن و تفسير اعمالم ميشويد که ديگر خيلي دير شده و شما را از من بازمانده نگراني نباشد که شبي يکبار ذهنم را از همه کينه ها پاک مي کنم و همه را حلال اما جواب خدايتان با خودتان . مهدي جان ...... الهي فداي جسم نحيف و دستان استخواني ات شوم .... مرا هم مي بردي تا درد خيلي ها دوا شود و بروند براي تفسير بخت برگشته دردمندي ديگر . مهدي خسته ام .... مردانگي کن .............. http://seyyedanjavi.persianblog.com/ همين !!!؟ نويسنده : سيد محمد انجوي نژاد
حضرت رقيه(سلاماللهعليها)، حقيقتي انکارناپذير سلام و درود خدا بر رقيه که با ناله جانسوز خويش پرچم کربلا را برافراشته داشت و سرانجام به بلنداي ابديت پرکشيد. او که قطرههاي اشکش سيلي بود که خواب و آرامش را از امويان پليد ربود و پايههاي ستم و بيداد را از ريشه کند و چهره کريه يزيديان را به عالميان نشان داد و براي هميشه پيام سترگ او را در رواق تاريخ طنين انداز شد و عشق و ايثار و اخلاص و پرواز را براي همه شيفتگان مکتب حسين(عليهالسلام) به نمايش گذاشت. آنچه در اين نوشتار کوتاه از نظر خوانندگان محترم خواهد گذشت مروري است مختصر و سريع بر شواهد و قرائن تاريخي که جملگي حکايت از وجود دردانه نازنين امام حسين(عليه السلام) حضرت رقيه(سلاماللهعليها) دارد: ادامه مطلب... نويسنده : سيد محمد انجوي نژاد
فکر کنم که همه ديگه اين داستان رو شنيده باشيد که يه دختر توي هلند به خاطر توهين به قرآن تغيير شکل داد خوب حالا اصل ماجرا رو ببينيد که چيه نويسنده : سيد محمد انجوي نژاد
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ [30/3/1387- 4:58 ص] عکس هاي منتشر نشده ...... |
شناسنامه v پارسي بلاگv پست الکترونيک v RSS v Atom v درباره خودم پيوندهاي روزانه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| template designed by Rofouzeh | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||